نمایه سازی در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

بررسی نقش طرحواره‌های ناسازگار اولیه و هیجان‌های بازداری‌شده در تداوم اختلال عدم ارگاسم: رویکرد روان‌پویشی مدرن
دوره 1، شماره 3، 1404، صفحات 188 - 208
نویسندگان : نازنین حقیقت بیان* 1
1- دکتری روانشناسی بالینی، قم، ایران
چکیده :
اختلال عدم ارگاسم یکی از پیچیده‌ترین اختلالات عملکرد جنسی است که به‌ویژه در زنان، پیامدهای روان‌شناختی و بین‌فردی قابل‌توجهی دارد و اغلب در لایه‌های پنهان تجربه زیسته فرد ریشه دارد. دیدگاه‌های سنتی عمدتاً بر عوامل جسمانی یا آموزش ناکافی تمرکز داشته‌اند، اما شواهد اخیر نشان می‌دهند که مولفه‌های روان‌پویشی، به‌ویژه طرحواره‌های ناسازگار اولیه و هیجان‌های بازداری‌شده، نقش مهمی در شکل‌گیری و تداوم این اختلال ایفا می‌کنند. رویکرد روان‌پویشی مدرن، با تاکید بر فهم تعارض‌های ناهشیار و بازسازی هیجانی در بستر رابطه درمانی، بستری مفهومی و بالینی برای تبیین چندلایه بودن این مشکل فراهم می‌سازد. هدف این مطالعه مروری، ترسیم یک چارچوب تلفیقی برای درک و تحلیل نقش طرحواره‌های ناسازگار اولیه و هیجان‌های بازداری‌شده در تداوم اختلال عدم ارگاسم از منظر رویکرد روان‌پویشی مدرن است. در این راستا، تمرکز بر پیوند بین مولفه‌های شناختی-هیجانی، بدنی، رابطه‌ای و فرهنگی بوده و تلاش شد یک مدل مفهومی جامع برای تبیین این روابط ارائه شود. روش این پژوهش مبتنی بر مرور نظام‌مند و تحلیلی مطالعات نظری و بالینی مرتبط طی دو دهه اخیر است. منابع از پایگاه‌های داده علمی بین‌المللی و داخلی انتخاب و بر اساس معیارهایی چون ارتباط مستقیم با موضوع، رویکرد روان‌پویشی، و بحث درباره طرحواره‌ها یا هیجان‌های بازداری‌شده غربال شدند. سپس داده‌ها به شیوه تحلیل مضمون و تلفیق مفهومی بررسی شدند تا نقاط هم‌پوشان، تفاوت‌ها و شکاف‌های پژوهشی شناسایی گردد. یافته‌ها نشان دادند که طرحواره‌هایی مانند محرومیت هیجانی، نقص/شرم، بی‌اعتمادی/بدرفتاری، اطاعت و بازداری هیجانی، از مسیرهایی چون سرکوب میل جنسی، کاهش رهاسازی بدنی، اجتناب از صمیمیت و فعال‌سازی دفاع‌های ناهشیار، بخش مهمی از چرخه تداوم اختلال را تشکیل می‌دهند. هیجان‌های بازداری‌شده نظیر لذت، خشم یا آسیب‌پذیری موجب تقویت این چرخه و شکل‌گیری یک شبکه دفاعی چندلایه می‌شوند که توانایی تجربه اوج لذت را مختل می‌کند. رویکرد روان‌پویشی مدرن، با تکیه بر رابطه درمانی زنده، کاوش خاطرات هیجانی اولیه، و مداخلات هم‌زمان شناختی–بدنی، می‌تواند این چرخه را گسسته و فرآیند ارگاسم را به عنوان تجربه‌ای امن و پیوسته احیا نماید. در مجموع، مرور حاضر تأکید دارد که رویکردهای درمانی موفق باید هم‌زمان پنج بُعد شناختی–هیجانی، بدنی، رابطه‌ای، فرهنگی–اجتماعی و نوروبیولوژیک را هدف بگیرند. این چارچوب تلفیقی، ضمن غنی کردن فهم نظری، مسیرهای پژوهش و مداخله بین‌رشته‌ای را برای بهبود کیفیت زندگی جنسی و هیجانی افراد مبتلا ترسیم می‌کند.
پشتیبانی آنلاین از طریق واتساپ

پژوهشگران گرامی؛ پاسخگوی سوالات شما عزیزان از طریق واتساپ هستیم !


جهت ارسال پیام در واتساپ اینجا کلیک نمائید !