تحلیل نقش عملکرد محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–گناد و کیفیت رابطه زوجین در پیشبینی شدت اختلال نعوظ: یک مطالعه چندمرکزی با رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری
دوره 1، شماره 3، 1404، صفحات 226 - 242
1- دکتری روانشناسی بالینی، قم، ایران
چکیده :
اختلال نعوظ (ED) پدیدهای چندعاملی است که در مرز پیچیدگیهای هورمونی و روانی–اجتماعی شکل میگیرد. محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–گناد (HPG) نقش بنیادینی در تنظیم عملکرد جنسی مردان ایفا میکند، اما این محور همواره تحت تأثیر عوامل تعدیلکننده از جمله کیفیت رابطه زوجین (Couple Relationship Quality; CRQ)، سطح استرس و فعالیت محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA)، و مواجهه با مختلکنندههای غدد درونریز (EDCs) قرار دارد. تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی نیز میتوانند مسیر و شدت این روابط را تغییر دهند. تاکنون مدلی یکپارچه که بتواند مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم این عوامل را تبیین کند، بهصورت جامع معرفی نشده است. این مرور روایی چندمرکزی با هدف تجمیع شواهد موجود و ارائه یک مدل مفهومی مبتنی بر معادلات ساختاری (SEM) طراحی شد، تا روابط میان HPG، CRQ و ED، به همراه مسیرهای غیرمستقیم و تعدیلکنندهها (استرس/HPA، فرهنگ، EDC exposure) را در یک چارچوب تحلیلی جهانی توضیح دهد. فرآیند مرور روایی با رویکرد تحلیل چندمرکزی مجازی اجرا شد. پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، ScienceDirect، SID و Magiran جستجو شدند. معیار ورود شامل: مردان ≥۱۸ سال، اندازهگیری عملکرد HPG و CRQ با ابزار معتبر، ارزیابی ED با IIEF‑5 یا شاخص مشابه، و طراحی مشاهدهای یا تحلیلی بود. غربالگری سهمرحلهای، استخراج دادهها با فرم استاندارد و تحلیل ترکیبی مسیرهای HPG→ED، CRQ→ED، HPG→CRQ و نقش تعدیلکنندههای محیطی و روانی انجام گرفت. بر اساس دادههای استخراجشده، یک مدل مفهومی SEM با شاخصهای برازش پیشنهادی تدوین شد. شواهد نشان دادند که هورمون کیسپپتین و سطوح تستوسترون از عناصر کلیدی تنظیم عملکرد HPG محسوب میشوند. مواجهه با EDCهایی مانند فتالاتها، TCPP و آترازین با اختلال مکانیسم HPG و تشدید ED همراه است. کیفیت رابطه زوجین بهطور معناداری با پیامدهای جنسی و سطوح تستوسترون و کورتیزول همبستگی دارد. فعالیت مزمن محور HPA میتواند از طریق افزایش استرس، پاسخ HPG را تضعیف کند و اثرات مداخلات تکبُعدی را کاهش دهد. تحلیل دادههای چندمرکزی تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی را در شدت روابط بین متغیرها تأیید کرد و ضرورت اجرای Multi‑Group SEM را برجسته ساخت. مدل پیشنهادی مسیرهای مستقیم، غیرمستقیم، و تعدیلکنندهها را در یک ساختار تحلیلی واحد ادغام میکند و بر ضرورت همزماننگری فیزیولوژی، روانشناسی، محیط و فرهنگ برای درک و درمان ED تأکید دارد.
کلمات کلیدی :
- 9
- 5
- 1404/05/30
- 1404/05/18
- 1404/06/06