تاثیر روان‌درمانی مبتنی بر اتوژنیک بر کنترل علائم‌های سایکوسوماتیک در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر
دوره 1، شماره 3، 1404، صفحات 63 - 80
نویسندگان : نساء کرمی مزین* 1
1 - کاندیدای دکتری روانشناسی سلامت، روانشناسی سلامت، واحد بین الملل، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده :
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر روان‌درمانی مبتنی بر اتوژنیک بر کنترل علائم سایکوسوماتیک در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS) در شهر تهران است. با توجه به ماهیت مزمن و چندوجهی این بیماری، بسیاری از مبتلایان علاوه بر مشکلات جسمی، از علائم روان‌تنی و اختلالات اضطرابی نیز رنج می‌برند. پژوهش حاضر با رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد، درصدد است اثربخشی یک روش روان‌درمانی غیر دارویی را بر کاهش این علائم بررسی کند. جامعه آماری را بیماران مراجعه‌کننده به مراکز درمانی و کلینیک‌های تخصصی گوارش شهر تهران از اسفند ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ تشکیل دادند. روش تحقیق به صورت نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نمونه‌گیری به صورت تصادفی انجام شد و ۷۰ بیمار در دو گروه آزمایش و کنترل مورد مداخله قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه علائم سایکوسوماتیک (SCL-90-R)، پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص IBS و مقیاس اضطراب Beck بود. گروه آزمایش در ۸ جلسه روان‌درمانی مبتنی بر اتوژنیک شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش‌های آماری مناسب از جمله آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس در نرم‌افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد شرکت‌کنندگانی که روان‌درمانی مبتنی بر اتوژنیک دریافت کرده بودند، به طور معناداری کاهش علائم سایکوسوماتیک و اضطراب و افزایش کیفیت زندگی را تجربه کردند. این یافته‌ها نشان‌دهنده کارآمدی این مداخله به عنوان یک روش مکمل در کاهش اثرات روان‌تنی بیماران مبتلا به IBS است. با توجه به محدودیت‌ها و عوارض درمان‌های دارویی، به کارگیری این روش می‌تواند رویکردی مؤثر و کم‌عارضه در کنترل علائم این بیماران باشد. علاوه بر آن، روان‌درمانی مبتنی بر اتوژنیک موجب افزایش مهارت‌های مقابله با استرس و ارتقاء تاب‌آوری روانی در بیماران شد و میزان مراجعه به پزشک و مصرف دارو نیز در گروه آزمایش کاهش معناداری یافت. از مهم‌ترین دستاوردهای این تحقیق می‌توان به تأکید بر نقش رویکردهای تلفیقی جسم و روان در درمان اختلالات عملکردی اشاره کرد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاران حوزه سلامت و درمانگران برای بهبود برنامه‌های درمانی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر کمک نماید.